مهدی بهنیافر
اطلاعات تماس
ایمیل : behniafar@atu.ac.ir برای کپی کردن کلیک کنید
تلفن ثابت : 88692345-540 برای کپی کردن کلیک کنید
توضیحات
برنامه درسی نیم سال اول تحصیلی 1405-1406
معرفی مختصر:
دکتر مهدی بهنیافر، دانشیار گروه فلسفه دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبائی، از پژوهشگران حوزه فلسفه است که بخش مهمی از فعالیت علمی او در پیوند میان فلسفه تحلیلی، منطق، معرفتشناسی و تاریخ فلسفه غرب شکل گرفته است. بر اساس اطلاعات سامانه پژوهشگران دانشگاه علامه طباطبائی (ARIS)، زمینه تخصصی او فلسفه است و تاکنون ۲۲ مقاله علمی در کارنامه پژوهشی وی ثبت شده است. بررسی این آثار نشان میدهد که مسئله «استنتاج و عقلانیت» یکی از محورهای مهم در مسیر پژوهشی اوست و این مسئله را در ارتباط با منطق، معرفتشناسی و اندیشه فیلسوفانی همچون دکارت و ارسطو دنبال کرده است.
یکی از شاخصترین حوزههای پژوهشی بهنیافر، مطالعه فلسفیِ مفهوم استنتاج و نسبت آن با منطق و معرفت است. مقاله «دو تقریر رقیب در ماهیت استنتاج و نسبت آن با شهود در اندیشۀ دکارت» و پژوهش «استنتاج بهترین تبیین در روش اصلموضوعی دکارت و پیامدهای معرفتشناختی آن» نشان میدهند که مسئله استنتاج در آثار او صرفاً به ساختار صوری استدلال محدود نیست، بلکه با پرسشهای بنیادیتری درباره چگونگی دستیابی به معرفت، نقش شهود و اعتبار فرایند استدلال پیوند میخورد. همچنین مقاله «آیا تارسکی مفهوم عام نتیجهی منطقی را فراچنگ میآورد؟» نشاندهنده توجه او به یکی از مسائل بنیادی فلسفه منطق، یعنی چیستی و قلمرو مفهوم «نتیجه منطقی» است.
در کنار این مباحث، ارسطو و میراث منطقی او جایگاه قابل توجهی در کارنامه پژوهشی بهنیافر دارد. مقاله «بنیادهای ارسطویی درمان منطقمحور کوهن» نمونهای روشن از این رویکرد است که در آن نسبت میان یک نظریه معاصر و بنیادهای ارسطویی آن بررسی شده است. این پژوهش نشان میدهد که مواجهه او با ارسطو صرفاً تاریخی نیست، بلکه میتواند در بررسی مسائل جدید فلسفی و منطقی نیز به کار گرفته شود. از این منظر، ارسطو برای او بخشی از یک سنت زنده فلسفی است که میتوان مفاهیم و مبانی آن را در مسائل معاصر بازخوانی کرد.
دکارت نیز یکی از مهمترین فیلسوفان حاضر در آثار بهنیافر است. افزون بر پژوهشهای مربوط به استنتاج و شهود، آثاری همچون «معنای موقت در اخلاق موقت دکارت و بررسی انتقادی چند برداشت معاصر»، «تعابیر سهگانه اخلاق در مختصات فکری دکارت»، «گونهشناسی شک در اندیشه غزالی و دکارت» و «نسبت اندیشۀ ماشین جانوری دکارت با رفتارهای زیست محیطی جدید» نشان میدهند که مطالعه دکارت در آثار او به یک موضوع منفرد محدود نشده، بلکه حوزههای معرفتشناسی، اخلاق، فلسفه ذهن، فلسفه علم و نسبت انسان با طبیعت را نیز دربرگرفته است.
یکی دیگر از وجوه مهم فعالیت علمی بهنیافر، توجه به فلسفه علم و مسائل فلسفی علوم جدید است. مقاله «نیوتن: فیلسوف؟!» و پژوهش درباره نیوتونیسم در نخستین دوره عصر روشنگری آلمان، در کنار مطالعات مربوط به تارسکی و منطق، نشاندهنده علاقه او به بررسی مرزهای میان فلسفه، منطق و علوم است. همچنین مقاله «گذار از رویکرد کارکردگرا در فلسفه ذهن به رویکرد بدنمند» بیانگر توجه او به تحولات معاصر در فلسفه ذهن و تغییر پارادایم از تبیینهای صرفاً کارکردگرایانه به رویکردهای بدنمند است.
در کنار این محورهای فلسفه تحلیلی و غربی، بخشی از پژوهشهای بهنیافر به فلسفه و الهیات اسلامی اختصاص دارد. مطالعه دیدگاه شهید مطهری درباره نسبت عقل و دین، خوانش بافتمحور او از داستان موسی و خضر، بررسی گونههای شک در اندیشه غزالی و دکارت، و پژوهش درباره قرائتهای مختلف از حیات جسمانی عیسی(ع) در قرآن و عهد جدید، نشان میدهد که در آثار او گفتوگوی میان سنت فلسفی غرب و مسائل فلسفه و الهیات اسلامی نیز جایگاه ویژهای دارد.
در مجموع، میتوان هویت پژوهشی دکتر مهدی بهنیافر را در نقطه تلاقی فلسفه تحلیلی، منطق و فلسفه منطق، معرفتشناسی و تاریخ فلسفه ترسیم کرد؛ با تمرکز ویژه بر مسئله استنتاج، عقلانیت و مبانی معرفت. ویژگی قابل توجه در کارنامه او، حرکت میان سنتهای مختلف فلسفی است: از ارسطو و تارسکی تا دکارت، نیوتن و فلسفه معاصر ذهن، و از سوی دیگر از غزالی و شهید مطهری تا مسائل فلسفه و الهیات اسلامی. از این منظر، پژوهشهای او را میتوان تلاشی برای بررسی عقلانیت فلسفی در مرز میان منطق، معرفتشناسی و تاریخ اندیشه دانست.
